خرید بک لینک
181 تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : مامان فاطیما از شیطونیای تو داداش اوایلش مجبور بود صبحونه اش رو روی میز بخوره تا تو نریزی حالا که ماشاالله می ایستی و قدت به میزمیرسه طفلکی نقل مکان کرده آخه تو عاشق شیطونی کردنی بازدید : 4 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 19:46

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 19:46

183 تاريخ : پنجشنبه 23 دی 1395 | نویسنده : مامان فاطیما تو صدای نفس و نای نسیمی تو هوای عطش و عشق و شمیمی تو نگاری که دل ما به نگاهی ببری جانان من ده ماهگی مبارک پسرک شیرینم دو رقمی شدن ماه های زندگیت مبارک من فدای تو بجای همه گل ها تو بخند... بازدید : 3 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی, ماهگردها

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 30 دی 1395 ساعت: 19:46

166 تاريخ : چهارشنبه 1 دی 1395 | نویسنده : مامان فاطیما یه روز من و تو داداشی سه تایی رفتیم از خونه بیرون تا اولین گردش سه نفره مون رو تجربه کنیم رفتیم خانه ی بازی باربد و بعد هم پارک میدون ارگ خوب قبلا پارک بودی اما با توجه به سابقه ی ذهنی که از بچگی داداش ایلیا داشتم حدس میزدم از خانه ی بازی باربد خوشت نیاد شکر خدا اینطور نشد فقط چند دقیقه ی اول کمی مبهوت بودی بعد اجازه دادم خودت به کشف محیط جدید بری چهار دست و پا همه جا سرک میکشیدی و لذت میبردی نشد عکس زیادی ازت بگیرم بیشتر سرگرم بازی با شما دو تا بودم خدا رو شکر بهت خوش گذشت... بازدید : 1 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی, اولین ها

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 16:26

167 تاريخ : پنجشنبه 2 دی 1395 | نویسنده : مامان فاطیما یادت باشه دوستایی داشته باشی دوستایی که حتی اگه دیر به دیر میبینیشون دلت گرم باشه به بودنشون... پارکینگ خونه ی غزل جون و سحر جون غزلی که ماشاالله خیلی خیلی خانوم شده سحری وروجک و شیطون که یه لحظه یجا بند نمیشه... بازدید : 0 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی

برچسب: دل آدم چه گرم میشود,دل آدم چه گرم میشود گاهی,دل آدم چه گرم میشود گاهی ساده, نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 16:26

168 تاريخ : پنجشنبه 2 دی 1395 | نویسنده : مامان فاطیما و از راه رسید بلندترین شب سال یلدا... پاییز سخاوتمندانه شکوه بلندترین شبش را پیشکش زمستان کرد و اینگونه بلندترین شب سال مژده ی رسیدن فصل تولد تو را میدهد... فصل آغاز تو رسید ... زمستانت مبارک شاهزاده ی زمستانی چقدر زیبا اولین شب یلدات با بارش برف همراه شد سهم تو همیشه لبخند زاده ی عزیز اسفند یلدای امسال کنار خانواده ی پدریت خونه ی مادر بزرگ باباعلی داداش ایلیا هم اولین یلداش رو خونه ی بی بی لیلا بود و تو هم اولین یلدات رو اونجا بودی... الهی که همیشه تنش سالم باشه اینجا رفته بودی سر وقت وسیله هایی که بی بی آماده کرده بود برا شب نشینی بیاره نشد زیاد ازت عکس بگیرم مهم این بود که یک شب گرم و دلنشین کنار بزرگترای خانواده داشتیم وقتی بزرگ شدی این رسم و رسوما نره از یادت! بازدید : 0 مرتبه | موضوع : سال اول زندگی, اولین ها

برچسب: نویسنده: نیکا کاشفی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 16:25

صفحه بندی